آخرین نفر
اي که مرا خوانده اي، راه نشانم بده...
با سلام
هرچند که من خیلی دلم نمیخواد که در مورد مسائل سیاسی مطلب بنویسم اما بر خودم تکلیف می دانم در مورد اینکه چرا باید به احمدی نژاد رای داد مطلب بنویسم و نظراتم رو بگم. ضمنا خوشحال میشم که نظرات شما عزیزان را نیز بدانم.
۱- اولین دلیل رای دادن به احمدی نژاد نحوه گفتمان تهاجمی وی در مقابله با دشمنان نظام است و انصافا هیچ وقت موضع منفعلانه ای در مقابل ابرقدرتها نگرفته است. و آخرین نمونه آن همین کنفرانس دوربان ۲ در ژنو بود که همگان شاهد بودند که بدون توجه به اینکه دیگران چه خواهند خواهند بر اعتقادات خود بطور محکم پای فشاری کرد.
۲-احمدی نژاد در طول ۴ سال مدیریت خود در این کشور کارهای بسیار شجاعانه ای را انجام داد که هیچ کس جرات انجام آن کارها را نداشت. به عنوان مثال بحث سهمیه بندی بنزین که موجب کاهش مصرف سوخت د رکشور شده است - واگذاری سهام عدالت به مردم- لایحه هدفمند کردن یارانه ها که در صورت تصویب در مجلس گام بسیار بزرگی در اصلاح الگوی مصرف بخصوص در بخش انرژی خواهد بود.- کاهش سود تسهیلات بانکی و فعال سازی پروژه هایی که طی سالیان متمادی خاک می خوردند و کسی به فکر آن نبود و کارهای زیاد دیگر . . . .
۳- سفرهای استانی و ارتباط رودر روی احمدی نژاد با مردم يكي ديگر از محاسن احمدي نژاد است كه باعث شده مردم با دولت خود احساس نزيكي و قرابت داشته باشند و دولت را از آن خود بدانند. هرچند كه ممكن است همه درخواستها و نيازهاي آنان پاسخ مثبتي نداشته باشد اما همين پاسخگويي نيز نتايج خوبي در پيوند دولت و مردم دارد.
.gif)
4- احمدي نژاد مرد كار است و هر كسي كه بخواهد در ركاب او باشد بايد مرد كار و تلاش خستگي ناپذير باشد درست مثل خود وي. تغييرات در كابينه اول احمد نژاد نيز ناشي از همين موضوع مي شود چرا كه وي در مورد كار با هيچ كسي شوخي ندارد.

5-احمدي نژاد مرد مبارزه است بطوريكه از اولين روزهاي روي كار آمدنش بطور جد به مبارزه گسترده با مفاسد پرداخته است و دست خيلي ها را از بيت المال كه بعضي ها آن را «مال البيت» مي دانستند قطع كرد. هرچند كه اين مبارزه پايان نيافته است و هنوز هستند كساني كه به خلافهاي خود ادامه مي دهند. اما با راي به احمدي نژاد به ادامه مبارزه با مفاسد راي خواهيم داد.

6-احمدي نژاد مرد استقامت است و اگر مقاومت هاي وي و حمايتهاي مقام معظم رهبري نبود بايد انرژي هسته اي همچنان در تعليق مي بود و آمريكا هر روز ما را به حمله تهديد مي كرد و ... اما با ايستادگي مردم و دولت روز به روز پيشرفت عايد كشور شده است. پيشرفت در عرصه هاي علمي و فناوري مانند تجهيزات نظامي- انرژي هسته اي – پرتاب ماهواره اميد و ...
7-آخرين دليلي كه لازم است گفته شود ارتباط احمدي نژاد با مقام معظم رهبري است بطوريكه در طول خدمت دولت نهم مقام معظم رهبري بارها و بارها حمايت اكيد خود را از اين دولت و مخصوصا از نوع گفتمان آن كه ادامه گفتمان انقلابي حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري است اعلام كرده اند.
.jpg)
بنابراين دلايل و دلايل عديده ديگري كه بيان آنها از حوصله اين يادداشت خارج است و با تمام افتخار فرياد مي زنيم كه
ما به احمدي نژاد راي مي دهيم.
پدر شهيد سيد جعفر خراساني مي گويد: "چند ماهي شده بود كه جعفر در مناطق
عملياتي به سر مي برد و به عنوان معاون عمليات گروه جنگهاي نامنظم شهيد چمران
خدمت مي كردند و به اردبيل مراجعت نكرده بود. تصميم گرفتم كه با منطقه تماس گرفته
و از ايشان بخواهم كه برگردد. تلفن كردم و جعفر را خواستم گفتند كه براي شناسايي
رفته اند و گوشي را به فرماندهشان دادند. صدايي بسيار آرام بخش از آن سوي خط
مي آمد خودشان را مصطفي چمران معرفي كردند. و بعد از سلام و احوالپرسي به ايشان
گفتم: شما كه فرمانده جعفر هستي لطف كنيد و وي را به اردبيل بفرستيد.
گفتند: براي چه؟
گفتم: خوب پسرمه. مي خواهم پيش خودم باشد.
با همان طمانينه و آرامشي كه داشتند گفتند: جعفر فقط پسر شما نيست.
پسر من هم هست. فرزند ايران و اسلام هم هست. بگذاريد ايشان در اينجا بمانند
و به اسلام و ايران خدمت كنند.
بالاجبار از خواسته خود كوتاه آمدم و از گفتم كه سلام ما را به ايشان ابلاغ كنيد.
25 ارديبهشت 1360 بود كه تلفن زنگ مي زد؛ گوشي را برداشتم. شهيد چمران بود
كه با همان طمانينه و صداي جذابشان گفتند:"شهادت سيد جعفر را تبريك و تسليت
مي گويم" ناراحت شدم و گفتم : همين را مي خواستيد گفتند پدر جان نگران نباش
جعفر كه تنها نيست و من نيز به زودي به ايشان ملحق خواهم شد.
31 خرداد 1360 بود كه اخبار اعلام كرد كه شهيد مصطفي چمران در منطقه عملياتي
دهلاويه به شهادت رسيده و به جمع ياران خود ملحق شدند."
و من در اين فكر بودم كه چقدر زود به وعده خود عمل كردند.

بعد از شهدا ما چه كرده ايم؟
میلاد امام حسن عسکری(ع) بر عموم شیعیان آن حضرت مبارک باد![]()

با حدیثی زیبا از آن حضرت در خدمت شما عزیزان هستم:
«ما اَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذلُّهُ
چقدر زشت است براى مؤمن كه دلبستگى به چيزى
داشته باشد كه موجب خوارى و ذلّت او شود.»
التماس دعا
آیا میتوانید این مسئله را حل كنید؛

گلولهای از دوشكا با سرعت اولیه خود از فاصله 100 متری شلیك میشود و در مبدأ به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ كرده و گذر میكند، معلوم نمایید:
- سر كجا افتاده است؟
- كدام زن صیحه میكشد؟
- كدام پیراهن سیاه میشود؟
- كدام خواهر بی برادر میشود؟
- آسمان كدام شهر سرخ میشود؟
- كدام گریبان پاره میشود؟
- كدام چهره چنگ میخورد؟
- كدام كودك در انزوا و خلوت خویش اشك میریزد؟

یا این مسئله را كه هواپیمایی با یك ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین ماشین لندكروزی را كه با سرعت در جاده مهران - دهلران حركت میكند مورد اصابت موشك قرار میدهد؟ اگر از مقاومت هوا صرفنظر كنیم، معلوم كنید:
- كدام تن میسوزد؟
- كدام سر میپرد؟
- چگونه باید اجساد را از میان این آهن پاره له شده بیرون كشید؟
- چگونه باید آنها را غسل داد؟
- چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش كنیم؟
- چگونه در شهر خود بمانیم و تنها، درس بخوانیم؟
- چگونه میتوانی درها را بر روی خودت ببندی و چون موش، در انبار كلمات كهنه كتاب لانه كنی؟
- كدام مسئله را حل میكنی؟
- برای كدام امتحان، درس میخوانی؟
- به چه امیدی نفس میكشی؟
لطفا بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد...
از دست نوشته های شهيد احمدرضا احدي رتبه اول کنکور پزشکي سال ۱۳۶۴
امروز ۹ ربیع الاول مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی موعود (عج) می باشد.
باشد که ظهور آن حضرت را جشن بگیریم.
راستی ما چقدر آماده ظهور آن حضرت شده ایم!!!
یابن الحسن فساد و ظلم و جور همه جا را فرا گرفته است.
شيعيانت در كنار حرم رسول الله و بقيع قتل عام مي شوند فقط به جرم شيعه بودن!
و چه جرم بزرگي است امروز اين شيعه بودن
من نمي دانم كه چرا عزاداري شيعه براي نبي مكرم اسلام اينقدر براي ساكنان كاخهاي اهريمني وهابيت ستگين است.
و اما پيام ما به دشمنان اين است:
ما منتظريم تا ظهور مهدي موعود و آن روز است كه دمار از روزگار شما برخواهيم آورد.
و پايان اين شب تاريك صبح نوراني و اميد بخش است و "اليس الصبح بقريب"

سلام عزیزان
با توجه به اینکه کاروانهای راهیان نور آماده عزیمت به کربلای ایران هستند لازم دیدم که مطلبی در این خصوص بنویسم و از همه زائران التماس دعا داشته باشم.
احتمالا امسال قسمت بنده نمی شود که به آن مکان مقدس بروم ولی از دوستانی که به آنجا عزیمت خواهند کرد میخواهم که جای مرا هم خالی کنند.
مخصوصا در شلمچه و فکه و طلائیه
هر چه از شهدا می گوییم باز هم کم است . . . .
"" بوی شهید ""
به جای آنکه همه ساله سوی مکه روید
به جاست گر نظری سوی فکه روید
مگر نه آنکه حسین از حجاز بیرون زد
اقامه کرد نمازی که سجده در خون زد
هنوز بوی شهید از هویزه می آید
صدای ناله ی قران ز نیزه می آید
شب شهادتم اسپند و عود برگیرید
ز نعش سوخته ام بوی دود برگیرید
اگرچه در سفر من عطش فراوان است
چه باک بدرقه راهم آب و قرآن است
فرشتگان عطشم را به آب می شویند
غبار نعش مرا با گلاب می شویند
شاعر بسیجی زنده یاد اغاسی

ما انشاءالله تا انتهاي اين راه ايستاده ايم ...
یك داستان عجيب لطفا آن را تا انتها بخوانيد
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده.. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
لبیک یا حسین یعنی ان تکون حاضرا فی المعرکه و لو کنت وحده
و لو ترکک الناس و اتهمک الناس و خذلک الناس.
لبیک یا حسین یعنی این که تو در وسط میدان آماده باشی هرچند که یکه و تنها بمانی
و مردم تو را مورد تهمت قرار دهند و به تو برچسب بزنند.
لبیک یا حسین یعنی ان تکون انت و مالک و اهلک و اولادک فی هذه المعرکه.
لبیک یا حسین یعنی این که جان و مال و اهل و عیالت آماده فدا شدن باشند.
لبیک یا حسین یعنی ان تدفع الام بولدها هذا یقاتل
و اذا استشهد و احتض راسه و القی به الی امه
و مسحت الدم و التراب عن وجهه و قالت له راضیه محتسبه
بیض الله وجهک یا بنی کما بیضت وجهی عند فاطمه الزهرا یوم القیامه.
هذا یعنی لبیک یا حسین !!!
لبیک یا حسین یعنی این که مادر با دستان خود فرزندش را به میدان بفرستد
و زمانی که سر خونین فرزند را می بیند غبار از چهره اش پاک کرده و بگوید:
فرزندم از تو راضی ام خداوند تو را رو سفید کند که مرا در نزد فاطمه زهرا(س) رو سفید کردی.
این یعنی لبیک یا حسین...
......
لبیک یا حسین یعنی ان تقدم زینب لاخیها الحسین جواز المنیه و الشهاده
هذا یعنی لبیک یا حسین (ع)
لبیک یا حسین یعنی این که زینب مرکب مرگ و شهادت را خدمت برادر تقدیم کند.
این یعنی لبیک یا حسین!!!
آورم هدیه به نزد تو دل سوخته را
رد مکن هدیه این عاشق دلسوخته را
هدیه ی سوختگان غیر دل سوخته نیست
از من سوخته بپذیر دل سوخته را
اشک و آهی که مرا هست نثار تو کنم
دَهم از دست به عشقت همه اندوخته را
هنری جز هنر عشق نیاموخته ام
نکنم فکر هنر های نیاموخته را
صبر هر دم به تنم پیرهنی میدوزد
من چو گل چاک زنم پیرهن دوخته را
(شعر از کتاب مناجات و نغمه های توحید صفحه۲۵)


داستان یک رئیس جمهور
پسری باهوش و زیرک بود و از كودكي علاقه به علم و دانش داشت. او يك آهنگر زاده ، شهرستانی و بزرگ شده جنوب شهر بود.

و از بچه مذهبي هاي محل،

برگرفته از وبلاگ kashanhami.blogfa.com ایران حامی


