تبليغاتX
آخرین نفر

 

 

آخرین نفر
اي که مرا خوانده اي، راه نشانم بده...

شهيد چمران و سيد جعفر خراساني

 

پدر شهيد سيد جعفر خراساني مي گويد: "چند ماهي شده بود كه جعفر در مناطق

 عملياتي به سر مي برد و به عنوان معاون عمليات گروه جنگهاي نامنظم شهيد چمران

 خدمت مي كردند و به اردبيل مراجعت نكرده بود. تصميم گرفتم كه با منطقه تماس گرفته

 و از ايشان بخواهم كه برگردد. تلفن كردم و جعفر را خواستم گفتند كه براي شناسايي

 رفته اند و گوشي را به فرماندهشان دادند. صدايي بسيار آرام بخش از آن سوي خط

مي آمد خودشان را مصطفي چمران معرفي كردند. و بعد از سلام و احوالپرسي به ايشان

 گفتم: شما كه فرمانده جعفر هستي لطف كنيد و وي را به اردبيل بفرستيد.

گفتند: براي چه؟

گفتم: خوب پسرمه. مي خواهم پيش خودم باشد.

با همان طمانينه و آرامشي كه داشتند گفتند: جعفر فقط پسر شما نيست.

 پسر من هم هست. فرزند ايران و اسلام هم هست. بگذاريد ايشان در اينجا بمانند

و به اسلام و ايران خدمت كنند.

بالاجبار از خواسته خود كوتاه آمدم و از گفتم كه سلام ما را به ايشان ابلاغ كنيد.

25 ارديبهشت 1360 بود كه تلفن زنگ مي زد؛ گوشي را برداشتم. شهيد چمران بود

 كه با همان طمانينه و صداي جذابشان گفتند:"شهادت سيد جعفر را تبريك و تسليت

 مي گويم" ناراحت شدم و گفتم : همين را مي خواستيد گفتند پدر جان نگران نباش

 جعفر كه تنها نيست و من نيز به زودي به ايشان ملحق خواهم شد.

31 خرداد 1360 بود كه اخبار اعلام كرد كه شهيد مصطفي چمران در منطقه عملياتي

دهلاويه به شهادت رسيده و به جمع ياران خود ملحق شدند."

و من در اين فكر بودم كه چقدر زود به وعده خود عمل كردند.

شهيد سيد جعفر خراساني

بعد از شهدا ما چه كرده ايم؟